قهرمان ميرزا عين السلطنه
1693
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مىكنم ، « چهار قل » مىخوانم . كاغذ بهجاى نشان پس از آنكه حسن خدمات مشاراليه به عرض اولياى دولت رسيده بود كه آقا خوب « چهار قل » خواندند و پدر رعيت خراسان را درآوردند حكم شده بود تمثالى برايش روانه شود . پست به استرآباد رسيده دستخط تمثال را رسانيده بود اما خود تمثال نرسيده بوده است . صاحباختيار مهلت نمىدهد كه تمثال برسد . فورا صاحبمنصبان ايران و روس را خبر مىكند كه نشان تمثال آمده . همه كه جمع شده بودند صاحباختيار با آن ريش و هيكل از اطاق ديگر داخل مىشود به عوض تمثال جواهرنشان ورقهء دستخط را سوراخ كرده و بندى از آن آويخته به گردن . تمام حضار از اين تدبير تعجب كرده و باعث سخريهها و خندههاى روسها مىشود . دو سه قاطر پول زرد يك مرتبه هم محمد صادق خان امير توپخانه براى تعيين علامات در سرحد مأمور شد . امير توپخانه رئيس من بود . چند سال تابين او بودم . از طايفهء شامبياتى قاجار است . خيلى به من مهربانى كرده نمىتوانم بد او را بنويسم . ظاهرا هم خيلى آدم متعصب با غيرتى بود . ليكن گفتند و اينجا هم شنيدم دو سه قاطر پول زرد آورده بود ، از مخارج پسانداز كرده يا روسها دادهاند . خدا عالم است . رعاياى اين سمت خيلى شكايت از ايشان دارند . رئيس گمرك شام خوبى براى من فرستاد . تيهوى خوبى در خورش [ بود ] و خربوزهء شيرينى داشت . با وجودى كه اطاق كثيف بود خوب خوابم برد . يكشنبه 29 - يك ساعت به دسته مانده سوار شديم . از درهء موسوم به زو خاكستر بيرون رفته . آبى كه از لاين مىرود سابقا تمام اينجاها را زراعت مىكردند . فاصله به فاصله خرابهء برجهاست كه براى مستحفظين ساختهاند . بعلاوه در بلنديها هم برج دارد . تا دو فرسنگ و نيم همينطور خاك ايران [ بود ] . الان قدغن است زراعت بكنند مگر در بالاى بلنديها ، قدرى ديم آنهم مقدار معلوم و معين . در اين دو فرسنگ و نيم قطرهاى آب را حق ندارند به مصرف برسانند .